آقای رئیس شورا ؟؟ !!
آقای رئیس شورا ؟؟ !!
دکتر رسول درس خوان استادیار دانشگاه
با مروری برتاریخچه انجمن های شهر در ایران متوجه می شویم که از صدر مشروطیت تا انقلاب اسلامی انجمن های شهر فراز وفرودهائی داشته اند. دربرخی موارد به اختیارات انجمن شهر افزوده شده بعضا نیزاز این اختیارات کاسته شده وحتی انجمن های شهر به کلی منحل شده اند.
پس از انقلاب اسلامی بر اساس نظرات رهبران انقلاب اصل شورا ها درقانون اساسی گنجانده شده.دولت خاتمی نسبت به برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر وتشکیل شوراهای دوره اول مبادرت کرد.
درمبحث شوراها معمول است که ارباب جراید ومطبوعات ورسانه ها بر اساس یک نگرش سنتی روی این امر تمرکز میکنند که چه کسی رئیس شورا می شود وکمتر کسی درمورد روشها وشیوه های اداره شورا تمرکزمی نمایدواز تبیین رویکردهای مدیریتی غفلت می شود.
یادداشت حاضر مقدمه ای است بر بررسی وکنکاش درمورد رویکرد های عملی رایج درشیوه های اداره شورا،روشهای متصوربرای اداره شور درذیل می آید:
1- در ایده آل ترین حالت نمایندگان شورای اسلامی شهر بدون هرگونه فشارودخالت خارجی رئیس شورای شهررا انتخاب می نمایند،رئیس شورا خودرا نه حاکم بر اعضاء شورا بلکه منتخب آنها می داندوخودرا موظف به پیگیری مطالبات مردم که از زبان اعضاء بیان می شود میداند.
در اداره جلسات ،رئیس شورای اسلامی شهرپس از
استماع نقطه نظرات اعضاء تلفیقی از نقطه نظرات آنهارا به عنوان جمعبندی ارائه می
کند.
رئیس شورا میداند که وحدت وهمدلی یک امر دستوری وبخشنامه ای نیست بلکه تابعی است از شیوه اداره شورای شهر.
درچنین حالتی شورا در مسیر وحدت وهمدلی قرار گرفته وبه عنوان عامل توسعه وتعالی شهر واهالی آن عمل خواهد نمود.
2- رئیس شورا با دخالت گروههای ذینفوذ خارج از شورا وبا استفاده از فشارهاوامتیازات خارج از شورا تعیین می شود. درچنین حالتی اتفاقاتی درداخل وخارج شورا رخ می دهد.درداخل شوراجلسات شورا تدریجا حالت فرمالیته پیدا میکند،رئیس شورا به جای مشورت با اعضائ شورا با تصمیم قبلی وبرای اعمال نقطه نظرات گروههای ذینفع جلسات شورا را تشکیل میدهد ودرجمع بندی مطالب اعضاء شورا نقطه نظرات خود وافراد ذینفوذ را بیان می نماید واز جمع بندی حاوی نظرات اعضاء طفره می رود.رئیس خودرا نه در مقابل اعضائ شورا بلکه در مقابل نهادهای خارج از شورا مسئول میداند
در خارج از شورا برخی از مسئولین سعی میکنند شورا را دریک نفر رئیس شورا خلاصه نمایند.چنین افرادی رئیس شورا را نه نماینده اعضای شورا بلکه حاکم برشورا وشهرخواهند دانست.در چنین حالتی رئیس شورا جهت همراه کردن بخشی از اعضاءشورا باخود نه از روشهای اقناعی بلکه از شیوه های امتیاز دهی استفاده خواهد نمود .
کاربرد رویکرد دوم ،به علت تعارض منافع مردم ومتنفذین مانعی برای توسعه وتعالی شهر واهالی آن خواهد شد.
3- شکل سوم زمانی رخ میدهد که رئیس شورا خودرا نماینده متنفذین شهر ونه اعضاء شورا می بیند وبرای هماهنگی با برخی از اعضاء با خودش از روش امتیازدهی استفاده می نماید ولی افرادی باهوش وآگاه در شورا حضور دارند که خود را در مقابل مردم پاسخگو میدانند این افراددرصورت تعارض منافع مردم وگروههای ذینفوذ در برابربرخی از تصمیم های ناصواب مقاومت خواهند نمود دراین حالت ودرصورت اصرار های رئیس شورا بر درخواست های خود وافراد ذینفوذ تعارض وشکاف در شورا نهادینه خواهد شد. مشکل تعارض واختلاف صرفا از طرق تغییر رویکرد رئیس شورا وبا گردن نهادن به شیوه های اصولی اداره شورا قابل حل خواهد بود در صورتی که رئیس شورا بداند که وحدت امری اقناعی است ونه دستوری وبخشنامه ای و از روشهای مردم سالارانه پیروی نماید قابلیت های توسعه وتعالی شهر واهالی اش فراهم خواهد شد.
با برشمردن سه رویکرد فوق الذکر جمع بندی این یادداشت دراین نکته خلاصه می شود که مهمترین سئوال در مورد ریاست شورا این نیست که چه کسی رئیس شورا است بلکه این مهم است که رویکرد رئیس شورا دراداره شورا چیست .





دکتر رسول درس خوان